°O°(♥‿♥)شمـــــــیم عشــــق(♥‿♥)°ºO

اینده کتابیست که امروز می نویسیش پس چیزی بنویس که فردا از خواندن ان لذت ببری

تقدیمم به همه دوستان عزیزمم

 

keht4y6w3p914bk2zavy.jpg    

با تو خواهم آمیخت ...

مثل یک رود که برکوهِ نمک می لغزد ! 

و صدای تپشِ گرمِ دلم در تنِ تو، 
رویشِ نغمه ...
میانِ لبِ یک زَنجَره در سینه ی شب
خواهد بود !.... با تو خواهم آمیخت ...
مثل یک نور که در داخلِ شب می رقصد !
و صدای تپشِ شعرِ فرو خورده ی من در تنِ تو ،
رویشِ دانه ی خورشید ...
به اعماقِ تباهِ ظلمت
خواهد بود ....
 با تو خواهم آمیخت 

و در این آمیزش ،
آرزو خواهد زاد .
عشق خواهد خندید . 
مرگ خواهد افسرد . 
مهر خواهد تابید .
و ترانه ،.... به لبِ گل شده ی یک کودک 

سخت
خواهد آویخت !
و بر او خواهد خواند...
قلبِ من 
نغمه ی نور...
که در آن
خاطره ها پر شده از سایه ی وَهم ، 
و نفس ...
نمناک از اشک نگاه من و توست !

و میان شبِ تاریک

که در دیده ی ماست ،
زندگی ...
خواهد زیست !

 


[ سه‌شنبه 15 اسفند 1391 ] [ 13:29 ] [ shamimeshgh_m ] [ ارسال نظر(0) ]